عمری، از فصل تازه نوشتی.
سالها، شعرهای بهاری گفتی و از بیداری طبیعت سرودی.
اما
شعر تازه و ترانه بهاری خوندن، تازگی نمیاره.
بهاری شدن تو، به زنده شدن طبیعت، به جوانه زدن درختهای باغ، به لباس نو، و به "عیدت مبارک" نیست.
بهاری شدن تو، به تازه شدن دلت، به تازگی نگاهت و تازه شدن احساسته.
تو که در همه وجودت، سردی زمستون داری،
چه بخواهی، چه نخواهی، بهار میاد.
اما این بهار، بهار تو نیست.
برچسب:
نویسنده: میلاد نوری