کل سال در بدبختی و فلاکت شناور بودیم، اما کسی حواسش نبود.
از شدت درماندگی، کارمون از مردم فروشی گذشته و به خود فروشی و کلیه فروشی و امعاء و احشا فروشی رسیدیم، کوچکترین خشی به ستون های عرش نیفتاد.
بسکه درد و رنج و عذاب کشیدیم، یعقوب و یوسف و ایوب رو شرمنده کردیم که هیچ، ملائک نویسنده دردهامون، بالهاشون ریخت و استعفا دادن، کسی به دمبل های مبارکش نبود.
حالا یکروز مونده به عید فطر، سه تا پیامک داشتیم که فطریه و ذکاتمون رو بهشون پرداخت کنیم.
پیامک فرستندگان گرامی، شما یکسال اخیر کجا بودین و چه غلطی میکردین که حواستون به ما نبود و یادمون نبودین؟
برچسب:
نویسنده: میلاد نوری