1. شرح ماجرای من:
من با وسایل نظافت اومدم، دیوارارو گردگیری کردم، نشستم زمین رو شستم، پا شدم همه خونه رو جارو کشیدم و کارم که تموم شد، رفتم.
شرح ماجرای من از قول جناب ف:
زگیل اومد، نشست، پاشد و رفت.
2. شرح ماجرای جناب ف:
جناب ف، ماشین منو که امانت گرفته بود، امروز برگردوند.
شرح ماجرای جناب ف از قول خودش:
سوار ماشین شدم، درهارو بستم، وقتی از خیابون رد میشدم واسه دو سه نفر بوق زدم، از کنار یک درخت که یه گربه داشت ازش بالا میرفت، رد شدم، حواسمو جمع کردم چرخ ماشین توی جوی آب جلوی خونه نیفته، زنگ در خونتونو زدم، ماشین رو تحویل دادم. البته سویچ رو هم دادما.
و من هنوز در حیرتم که یعنی خداییش، فاز این جناب، چیه؟
برچسب:
نویسنده: میلاد نوری