خرید بک لینک


دارم از خیابون رد میشم که سه جوان رشید هموطنم پشت به ملت، روبروی لاستیک ماشین نشستن و باهاش ور میرن و هر سه شون ظاهرا شلوارکی پاشون نیست و شلوارشون هم پایین رفته و از پشت شلوارشون، نیم خروار چاک و درز ناکجاآبادشون ریخته بیرون.

نمیدونم این حس زیبایی شناسی من، باز سرماخورده که هیچ زیبایی ای در این بیرون ریختن نمیبینم، یا چشم بصیرتم ضعیف شده و عینک چشم بصیرتم رو باید عوض کنم.

از طرف دیگه، والا من توی این سرما، شیش تا شلوار روی هم میپوشم و میلرزم و حس میکنم هنوز یه جا واسه پوشیدن یه شلوار دیگه دارم.
اونوقت در حیرتم که چطوریاست که این جوونهای خوش عضله این مرز پر گهر، یک شلوار نیم بند هم تنشون نمیکنن و قشنگیشون رو میریزن بیرون، و تازه ناکجا آبادشون یخ هم نمیزنه.
بنازم قدرت الهی رو.

و البته شاید هم اینها بخاطر فقر مالی، نتونستن یکوجب پارچه بیشتر بگیرن و شلوارشون رو درزبندی کنن. پس اولا لعنت به این آمریکای خر که باعث همه بدیهاست. دوما ایشالا با برطرف شدن تحریمها، یک کف دست پارچه نصیب این فقرای محترم بشه تا رفع درز و رفع بیرون ریختگی کنن.

برچسب: بیرون ریختگی بدن, نویسنده: میلاد نوری تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 4:58

صفحه بندی